تبلیغات
شعر سپید - مطالب ابر گروس عبدالملکیان
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر




سلام
"شما در این خانه زندگی می کنید؟" نقد کوچیک من بر شعری از فاضل نظریه.
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم :) 





شما در این خانه زندگی می کنید؟


نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : فاضل نظری، آب، عکس رخ مهتاب، شعر، ساختمان، گروس عبدالملکیان، رسول یونان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 دی 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

 

به راحتی از کنار انتخاب واژه ها وجمله هایی که استفاده می کنیم نگذریم.

همونقدری برای کلمات و جملاتمون ارزش قائل باشیم و در انتخابشون گاهی سخت گیر که دوست داریم بعد از شنیده شدن به شعرمون احترام بگذارند.

کدوم رو ترجیح میدید؟

« فردا

یا من تو را خواهم کشت

یا تو مرا ... »

 یا این که :

« فردا

یا من تو را خواهم کشت

یا تو چاقو را در آب خواهی شست »

(گروس عبدالملکیان)

 

من که دومی رو انتخاب می کنم. شما چطور؟

 





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : انتخاب، شعرسپید، گروس عبدالملکیان، سخت گیری،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 دی 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

در شعر سپید وزن عروضی اهمیت نداره اما آهنگ کلمات نقشی حیاتی ایفا می کنه.

یک مثال :

 

« صدای قلب نیست

صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی

کافی ست کمی خسته شوی

کافی ست بایستی  »

(گروس عبدالملکیان)

 

شاید این توضیح شخصی باشه و علمی نباشه اما :

"صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی" این خط بلند، با حالتی شبیه دویدن: آهنگی سریع

"کافی ست کمی خسته شوی" : نسبت به خط سریع قبل کوتاه و کند شده 

"کافی ست بایستی" : نسبت به خط قبل کوتاه تر و حالت ایست و اتمام در شعر ایجاد می کند!

این شعر به نظرم درس کاملی برای موسیقی کلمات در شعر سپید است.

 





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، شعرسپید، 
برچسب ها : آهنگ کلمات، موسیقی کلمات، سپید، گروس عبدالملکیان،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 آذر 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

ملاقات


بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید

تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی...


 

تکلیفِ رنگ موهات

در چشم هام روشن نبود

تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم

             و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

تکلیفِ شمع های روی میز

                                 روشن نبود

 

من و تو بارها

زمان را

در  کافه ها و خیابان ها فراموش کرده
بودیم


و حالا زمان داشت                      

از ما انتقام می گرفت

 

در زدی

باز کردم

سلام کردی

اما صدا نداشتی

به آغوشم کشیدی

اما

سایه ات را دیدم

که دست هایش توی جیبش بود

 

به اتاق آمدیم

شمع ها را روشن کردم
                              ولی

                                  هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

           پنهان کرده بود...


بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

پنهانی،بر گوشه ی تقویم نوشتم:


                        نهنگی که در ساحل  تقلا می کند

                        برای دیدن هیچ کس  نیامده است

 

(گروس عبدالملکیان)





نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : گروس عبدالملکیان، شعرسپید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()