درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر





امروز با دوستی حرف می زدم راجع به اینکه تعیین موضوع برای شاعر چقدر می تونه محدودکننده و لطمه زننده باشه؟

وقتی به شاعر وعده ی جشنواره ی شعر، با موضوع ...(هرچی! منظور موضوع دار بودنه!) با جایزه ی قابل توجه برای شاعر بی پول این مملکت، داده می شه؛ ذهن شاعر کجا درگیر می شه؟ روی موضوع شعر، قدرت شعر، یا روی پولی که قراره جایزه بگیره؟




پ.ن: موضوع: آزاد ...




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : جشنواره، شعر، جنواره ی شعر، پول، جایزه، شاعر، بی پولی،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


شاعر به کمک تقابل با مخاطب است که می تواند شعر خود را بسنجد.


(باختین)




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : باختین، شعر، شاعر، مخاطب، مخاطب شعر، شعر و مخاطب، شاعر و مخاطب،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

شاعر به هدف نمی زند، بلکه آگاهانه به کنار هدف می زند تا مخاطب خود هدف را بیابد.


(گلشیری)





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : گلشیری، شاعر، هدف، شعر، شعر سپید، کنار، هدف شعر،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

شاعر او نیست که اشیا را می نامد، بلکه اوست که نام اشیا را پاک می کند.


(اکتاویو پاز)












نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : اوکتاویو پاز، پاز، شاعر، اشیا، نام، بی نام، پاک،
لینک های مرتبط :


شنبه 28 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


شوخی می کند،جدی می گیری. جدی می گوید، شوخی می گیری. از شعر روی دیوار می شود فهمید که چیزی میداند. چیزی که شاید در کتابهایی که کنارش هست پنهان شده، شاید هم در ذهنش... لابه لای این چندسالی که نمی دانم چندساله ست و چندسال ست که اینجاست. "لیلاج" شاید از لیلا آمده باشد؛ از نام محبوبش.شاید این غروری که در چهره اش موج می زند؛ لابه لای سبیل کوتاه و موهای بلندش، او را از تمام سالمندان ... ببخشید! از تمام پرنده هایی که آنجا بودند؛ جدا می کرد.

از کتاب فروغ فرخ زاد کنار دستش گرفته تا لبخند پراز معنایش، از پیشنهادش به هم قطارانم تا  قناری در قفسش (من درست فرق پرنده ها را نمی دانم. شاید مرغ عشق بود!)همه و همه یک چیز  را داد می زدند: "لیلاج" پرنده ای است که می داند پرواز یعنی چه! پرنده ای که برایش میله ها معنایی ندارند. پرنده ای که  حتا در قفس پرنده است... چه قناری باشد چه مرغ عشق (آدم ها را نمی شود راحت شناخت ولی "لیلاج" مرغ عشق بود!)

 

پ.ن 1:

از اینکه سالمند بخوانندش بدش می آید. نشان به آن نشان که با دوستی از هم قطاران ما که روز سالمند را به او تبریک گفته بود؛ شوخی کرد تا بداند، تا بفهمم که نام "سالمند" برای بعضی ها شوخی  بزرگ جامعه است! شوخی بی نمکی که به جدی تبدیل می شود وقتی فرزندانشان فرق شوخی و جدی را نفهمند.

پ.ن 2:

پیشنهادش به  ما این بود که کتاب بخوانید که تمام مشکلات در کمبود مطالعه است و "دکتر عبدالحسین زرین کوب" را بهتر از ماهایی که ادعای فرهنگمان می شود می شناخت و انگار که "دوقرن سکوت" کرده باشد و بخواهد تلافی کند  "تاریخ ایران باستان" را به ما گفت و گفت که ما هم بخوانیم که  بشناسیم خودمان را.

پ. ن 3:

از این ایستگاه هم گذشتیم به این امید که قطارمان مقصد بهتری داشته باشد.

پ.ن 4:

 پرواز را به خاطر بسپار... پرنده مردنی ست (فروغ فرخ زاد)





نوع مطلب : بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : علیرضاکاهد، آسایشگاه سالمندان صادقیه، لیلاج، شاعر، بازدید، شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

 

هر چه می گردم شعر سپید جدید خوبی در کتاب های تازه چاپ شده پیدا نمی کنم...

لعنت به سقوط احساس ها... لعنت به این حس که  "از این بهتر نمی شود" و به شاعری که سرشار از این حس شده...

گاهی حتا لعنت به من که سپیدم نمی آید...





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : شعر سپید، احساس، غرور بی جا، علیرضاکاهد، شاعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 مرداد 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

« ... شعر یک حادثه است. حادثه ای که زمان و مکان، سبب ساز آن است اما شکل بندی اش در " زبان" صورت می گیرد.در این صورت تردید نیست که برای آن باید بتوان همه ی امکانات و همه ی ظرفیت های زبان را به کار گرفت.

کلمات در شعر مظاهر اشیاء نیستند؛ بلکه خود اشیائند که ازطریق کلمات در آن حضور پیدا میکنند، با رنگ و طعمشان، با صدا و حجم و درشتی و نرمی شان، با القائاتی که می توانند بکنند، با تداعی هایی که در امکانشان هست، با تمام باری که می توانند داشته باشند، با تمام فرهنگی که پشت هر کدامشان خوابیده، با تمام طیفی که می توانند به وجود آورند.

پس تمام این ها باید برای شاعر شناخته شده، تجربه شده باشد. شاعر باید کل جهان را ازطریق زبان تجربه کند. او نمی تواند از تلخی زهر سخن بگوید مگر زهر را چشیده باشد و نمی تواند برای مرگ رجز بخواند مگر این که به راستی در برابر مرگ سینه سپر کرده باشد. اما نخواهد توانست ازاین تجربه ها در آفرینش شعر سود بجوید مگر اینکه با روح هر یک الفتی شاعرانه به هم رسانده باشد ... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : اززبان شاملو، احمدشاملو، شعر، شاعر، کلمات،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()