تبلیغات
شعر سپید - مطالب ابر احمدشاملو
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر




« ... من به نسل بعد از خودمان فکر می کنم که شعر امروز را به اصطلاح " گرفته اند" اما چون آن را "نیاموخته اند" با آن برخوردی سرسری دارند.شعر را باید آموخت همچنان که نقاشی و موسیقی را باید آموخت. پیش از هر کار باید پیش داوری های نادرست و برداشت های غلط از شعر را از ذهن جوانان روفت ... »

 

 

این آخرین قسمت "از زبان شاملو" بود ...

امیدوارم برای شروع خوب بوده باشه.





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعر، آموختن شعر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

« ... شعر یک حادثه است. حادثه ای که زمان و مکان، سبب ساز آن است اما شکل بندی اش در " زبان" صورت می گیرد.در این صورت تردید نیست که برای آن باید بتوان همه ی امکانات و همه ی ظرفیت های زبان را به کار گرفت.

کلمات در شعر مظاهر اشیاء نیستند؛ بلکه خود اشیائند که ازطریق کلمات در آن حضور پیدا میکنند، با رنگ و طعمشان، با صدا و حجم و درشتی و نرمی شان، با القائاتی که می توانند بکنند، با تداعی هایی که در امکانشان هست، با تمام باری که می توانند داشته باشند، با تمام فرهنگی که پشت هر کدامشان خوابیده، با تمام طیفی که می توانند به وجود آورند.

پس تمام این ها باید برای شاعر شناخته شده، تجربه شده باشد. شاعر باید کل جهان را ازطریق زبان تجربه کند. او نمی تواند از تلخی زهر سخن بگوید مگر زهر را چشیده باشد و نمی تواند برای مرگ رجز بخواند مگر این که به راستی در برابر مرگ سینه سپر کرده باشد. اما نخواهد توانست ازاین تجربه ها در آفرینش شعر سود بجوید مگر اینکه با روح هر یک الفتی شاعرانه به هم رسانده باشد ... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : اززبان شاملو، احمدشاملو، شعر، شاعر، کلمات،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

« ... نثر عبارتی ست که وزن نداشته باشد یا مجموعه ای از هجاهای کوتاه و بلند آن قابل تقسیم به واحد وزنی کوتاهی نباشد:

" کاروانی را در سرزمین یونان بزدند ... "

این نثر است؛ نثری که محتوایش شعر نیست! اما این دیگر نثری ست که محتوایش شعر است:

" عفونتت از صبری ست
که پیشه کرده ای
به هاویه ی وهن ... "

پس نثر بودن به معنی شعر نبودن نیست! اما شعر ،چه منظوم باشد چه منثور، مطلبی ست که بدون استعانت منطق به تحریک عواطف ما توفیق یابد ... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعر، نثرونظم، احساس، نثرشعری،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 تیر 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

«... آب پاكی را روی دستتان بریزم: شعری كه ترجمه اش به صورت مقاله درآید؛‌حقه بازی ست نه شعر! گندم نمایی و جوفروشی ست. چنین شاعری را قانونا می توان به عنوان كلاه بردار تحت تعقیب قرار داد!

گوته می نویسد:‌‌" من وزن و قافیه را - كه سخن ،در ظاهر، به مدد آنهاست كه شعر می نماید- ارج می نهم اما عمق و اصالت شعر تنهادر جوهر والایی ست كه چون شعری را از زبان اصلی شاعر به زبان دیگری بر می گردانند، از صافی ترجمه می گذرد، بی آنكه كاهشی در آن پدید آید."

 البته بسا هست كه شعری تن به ترجمه ندهدو چنان در بافت زبان اصلی ریشه داشته باشد كه به هیچ تمهیدی به زبان دیگر منتقل نشود... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید، ترجمه، زبان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

« ... می توانیم انصاف پیش آریم و بگوییم این جماعتی که این چنین چهارچنگولی به وزن چسبیده اند و از وحشت آنکه شعر معتادشان لطمه ببیند خواب و آرام ندارندٰ البته چندان هم بی حق نیستند. جایی از راپاند خواندم:آنچه را که در نثرهای قوی گفته شده نباید در اشعاری متوسط عرضه کرد. نباید پنداشت که می توان مردم را با قطعه قطعه کردن نثری شیوا و ناب و نمایاندن آن به صورت شعر فریب داد. نباید تصور کرد که سرودن شعر آسان تر از نواختن فلان ساز است و تو می توانی اهل هنر را از خود راضی کنی بی آنکه دست کم رنجی را که یک نوازنده ی متوسط در فراگرفتن ساز خود متحمل شده برخود هموار کرده باشی! بگذاریم من گفته ی پاند را به این صورت در آورم:

نباید تصور کرد که می توان اهل هنر را با وزن و قافیه دادن به چیزی که منطقا شعر نیست فریب دادو با سوء استفاده از زبان وشگردهای کلامی شعری تا به این حد قلابی ارایه کرد:

گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیز

                                                  فرمان برمت جانا بنشینم و برخیزم

در مورد اوزان عروضی باید بگویم که اوزان عروضی البته چیز دهن پرکنی ست اما مگر روی هم رفته چندتا وزن عروضی هست؟ تازه این را به شما بگویم هیچ شاعری نمی نشیند فکر شاعرانه ای را که به اصطلاح به او الهام شده یا به زور سر همش کرده یک گوشه بنویسد.بعد بیاید و بررسی کند ببیند از اوزان عروضی کدام یک برای بیان آن فکرو حالت شاعرانه مناسب تر است و پس از انتخاب آن وزن اندیشه ی شاعرانه اش را ـ مثل قطعات شیرینی که توی قوطی می چینند ـ توی آن وزن عروضی بچیند... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید، وزن، زبان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

« اما قافیه گاهی بی اندازه زیبا ست. اگر تصنعی و زورکی نباشد به القای مفهوم کمک شایانی می کند وچون حالتی ارجاع دهنده دارد، بی درنگ توجه خواننده را معطوف به کلمه ی خاصی می کند که مورد نظر شاعر است و این تاکید، و نتیجتا به القای مفهوم کمک بزرگی ست. به همین جهت قافیه از نظر من دارای اهمیت ویژه ای ست.از این گذشته حضور نا آگاهش می تواند در القای موسیقیایی شعر هم سخت یاری دهنده باشد. »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید، قافیه،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

«... امروز خواننده ی شعر پذیرفته است که شعر را به نثر نیز می توان نوشت. به عبارت دیگر می توان سخنی پیش آورد که بدون استعانت وزن و سجع، شعری  باشد بس جاندار و عمیق. من مطلقا به وزن به مثابه یک چیز ذاتی و لازم یا یک وجه امتیاز شعر اعتقاد ندارم؛ بلکه معتقدم التزام وزن، ذهن شاعر را منحرف می کند چون وزن فقط مقادیر معدودی از کلمات را در خود راه می دهد و بسیاری از کلمات دیگر را پشت در می گذارد؛ در صورتی که ممکن است درست همین کلماتی که در این وزن راه نیافته، در شمار تداعی های درست در مسیر خلاقیت ذهن شاعر بوده باشد. بگذارید شعر خام و افسار نخورده را به سیلابی تشبیه کنم. یعنی به آن مقدار آبی که بر اثر به هم پیوستن این قطره هایی که یکدیگر را تداعی کرده بیرون کشیده اند، بر شیب دامنه ای که ذهن شاعر است فرو می غلتد. وقتی ما وزنی برای شعر در نظر بگیریم مثل آن است که برای این سیلاب - که باید تشکیل رودی بدهد- پیشاپیش بستری حفر کنیم تا آب ناگزیر از آن بگذرد و به فلان نقطه ی خاص هدایت شود. خب، در این صورت وزن چیزی جز "سیل گیر" نیست. این در واقع منحرف کردن جریان طبیعی سیلاب و جلوگیری از حرکت خلاقانه ی آن است. سیلاب باید تمام دامنه را فرا گیرد تا بتواند شکل نهایی خود را بیابد و در هیئت رودی سفر آغاز کند؛ نه آنکه در بستر و مسیری از پیش حفر شده بگذرد. وزن در حکم آن بستر یا مسیر است. اوست که برای ذهن شاعر تعیین تکلیف می کند و جهتی خاص به تداعی های او می دهد؛ در حالی که شعر فوران آتشفشانی است از اعماق تاریک اقیانوس، که فارغ از هر قید وقالب و چارچوبی صورت می گیرد تا آن جزایر زیبایی را بسازد که جغرافیای فرهنگ بشری ست. من وزن را سبب انحراف ذهن شاعر و انحراف جریان خود به خودی شعر، یعنی زایش طبیعی آن،می دانم.»





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید، وزن،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
«... آن اوایل هم که بعضی از ما شاعران امروز، است به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم؛ عده ای از فضلا، که از هر جور نوآوری وحشت داشتند و طبعا این شیوه ی شعر نوشتن را قبول نمی کردند، به عنوان بزرگترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح می کردند. یعنی می گفتند: " این ها که شما جوان ها می نویسید؛ اصلا شعر نیست!" می پرسیدیم: "آخر دلیلش؟" می خندیدند، یا بهتر گفته باشم، ریشخندمان می کردند و می گفتند:"شما آنقدر بی سواد و بی شعورید که نمی فهمید این که نوشته اید نثر است " و به این ترتیب اشکال کار روشن می شد. فضلا شعر را از ادبیات تمیز نمی دادند! در نظر  آنها هر رطب و یابسی که وزن و قافیه داشت شعر بود و هر سخن آری از وزن و قافیه، نثر. اما تلاش شاعران معاصر در این نیم قرن اخیر، سرانجام توانست این برداشت نادرست را تغییر بدهد؛ و امروز دست کم بخش عمده ای از  مردم شعر و ادبیات را تمیز می دهند. اگر چه تعریف دقیقی از شعر در دست ندارند؛ به تجربه در یافته اند که تعریف شمس قیس رازی از شعر تعریف پرتی ست و به رغم او کلام ممکن است "موزون و متساوی" نباشد و حروف آخرین آن هم به یکدیگر نماند و با این همه شعر باشد.امروز خواننده ی شعر می داند که وجه امتیاز شعر از ادبیات تنها و تنها منطق شاعرانه است، نه وزن و قافیه و صنعت های کلامی ... »



نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعزسپید، نثر، وزن،
لینک های مرتبط :


جمعه 12 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

«... شعر هم مانند هر چیز دیگر دو عنصر دارد: عنصر درونی و روحی، عنصر بیرونی یا مادی. مثلا برای انسان، معنویت و روحیاتش عنصر اصلی و ماهیت وجودی اش ... البته هر کسی می کوشد هم ظاهر خود را زیبا کند، هم باطنش را؛ اما در یک اثر هنری قضیه فرق می کند.در اینجا عنصر خارجی فقط زاده ی تکنیک و شگرد است. می بینیم چه بسا کسانی که عنوانِ هنرمند را یدک نمی کشیده اند؛ روزی مطلب با ارزشی برای گفتن داشته اند ولی آنقدر زشت و نارسا بیانش کرده اند که موضوع را هم از ارزش و اعتبار انداخته است. برعکس، کسانی که با عنوان هنرمند سرشناس حرف پوچ و یاوه ای را چنان زیباگفته اند که اگر قضاوتت سطحی باشد آن را به عنوان  سخنی گرانبها می پذیری. به عقید ی من افراد این دسته ی دوم هم چیزی بارشان نیست! هنرمند، هم چیزی برای گفتن داردو هم آن چیز را به در نهایت زیبایی عرضه می کند. به عبارت بهتر، تکنیک را هم می شناسد... »





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

«از زبان شاملو» خلاصه ای از مصاحبه های احمد شاملو راجع به شعرجدید است. این مطالب از کتاب " شعر رهایی است، جلد دوم"  از "دکتر تورج رهنما" آورده می شود جهت آشنایی اولیه با پایه های شعر آزاد.

 

« ... هنوز هیچکس نگفته است که شعر چیست. البته می توان از طریق تشبیه و مقایسه و حذف، با مقداری پرچانگی، برداشتی از شعر ارائه داد؛ اما تعریف فشرده ی کامل و کوتاهی که راهی 
به دِهی ببرد، وجود ندارد. قدیمی ها البته برای شعر تعریفی داشته اند اما من تعریف را پیش نمی کشم؛ چرا که باعث خلط مبحث می شود و بی درنگ تولید اشکال می کند؛ آن هم چه اشکالی! آخر امروز برداشت ما از شعر برداشت دیگری است سوای پنجاه- شصت سال پیش ... »

 





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : احمدشاملو، شعرسپید،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()