تبلیغات
شعر سپید - مطالب حرف هایی درباره ی شعر سپید
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر





دوستانی که دنبال شعر جدی هستند و دوست دارند شعر خوب بخوانند! "بیدل دهلوی" یک گزینه ی خوب است که به شما پیشنهاد می کنم البته باید دوشرط را داشته باشید: 

1) صبور باشید! 
 
چون خواندن غزلهای بیدل سخت است و گاهی لازم است یک بیت را چندبار بخوانید تا خوانش صحیح دستتان بیاید!


2) کنکجاو باشید!

تلاش کنید تا بفهمید این ابیات یعنی چه! مفهومهای پیچیده و دلنشینی دارد حضرت بیدل!



سایه ام، با که دهم عرضه سیه بختی خویش؟
روز هم آینه دارِ شبِ تار است اینجا!


پ.ن: بیدل را "شاعر سایه ها" هم می نامند!




نوع مطلب : بی ربط به شعر سپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : بیدل، بیدل دهلوی، شعر، تصویر، سایه، آینه، شب،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 3 دی 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

سعدی در شعرش همه چیز دارد؛ فضاسازی، تصویر سازی، کشف های بکر، احساسات جاوید و ...

 چند بیت زیر مثال های خوبی برای اثبات بزرگی سعدی اند:




بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم
چون طفل دوان درپی گنجشک پریده


در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده

*** 

گفته بودم تو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم؟  که غم از دل برود چون تو بیایی







نوع مطلب : بی ربط به شعر سپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : سعدی، شعر سعدی، عاشقانه، غزل، تصویرسازی، کشف، فضاسازی شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 4 مهر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

شعر "برای" ندارد...








نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : شعر، برای، ندارد، درباره شعر، موضوع، مخاطب شعر، علیرضا کاهد،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 مرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

امروز با دوستی حرف می زدم راجع به اینکه تعیین موضوع برای شاعر چقدر می تونه محدودکننده و لطمه زننده باشه؟

وقتی به شاعر وعده ی جشنواره ی شعر، با موضوع ...(هرچی! منظور موضوع دار بودنه!) با جایزه ی قابل توجه برای شاعر بی پول این مملکت، داده می شه؛ ذهن شاعر کجا درگیر می شه؟ روی موضوع شعر، قدرت شعر، یا روی پولی که قراره جایزه بگیره؟




پ.ن: موضوع: آزاد ...




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : جشنواره، شعر، جنواره ی شعر، پول، جایزه، شاعر، بی پولی،
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


شاعر به کمک تقابل با مخاطب است که می تواند شعر خود را بسنجد.


(باختین)




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : باختین، شعر، شاعر، مخاطب، مخاطب شعر، شعر و مخاطب، شاعر و مخاطب،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

شاعر به هدف نمی زند، بلکه آگاهانه به کنار هدف می زند تا مخاطب خود هدف را بیابد.


(گلشیری)





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : گلشیری، شاعر، هدف، شعر، شعر سپید، کنار، هدف شعر،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

شاعر او نیست که اشیا را می نامد، بلکه اوست که نام اشیا را پاک می کند.


(اکتاویو پاز)












نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : اوکتاویو پاز، پاز، شاعر، اشیا، نام، بی نام، پاک،
لینک های مرتبط :


شنبه 28 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
چون سپید می نویسیم دلیل نمی شه که غزل نخونیم! باید غزل بخونیم تا تکنیک های ریز و حرفه ای تصویرسازی در محدودیت رو خوب یاد بگیریم... به خصوص غزل بیدل :-)


بزم از دل گداخته لبریز می شود
مینا اگر کنند ز سنگ مزار ما

***

گفتم به دل زمانه چه دارد زگیرودار
خندیدو گفت آنچه نیاید به کار ما

***

ز بی دردی جهانی غافل است از عافیت بخشی
چه داند استخوان نشکسته قدر مومیایی را


(بیدل دهلوی)




نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : بیدل دهلوی، بیدل، غزل، سپید، تصویرسازی، فضاسازی، شعر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
اهمیت دادن به اینکه داری چی می نویسی, برای خیلی ها مسخره س.
طرف یه وزن بلده و درکار قافیه چینی استاده, پس وقتش رو میذاره ،یکم به خودش فشار میاره و یکم "کشف" می کنه و یه غزل با یکی دوتا بیت تصویردار میگه. یا اون یکی که وزن بلد نیست هر متنی دلش بخواد رو به اسم شعر نو جا می زنه! به خدا برای آینده ت خوب نیست! وقتی شاعربهتری شدی حسرت می خوری که چرا چنین چیزی رو به نام خودت چاپ کردی!
شجاع باش! یه مدت ننویس! یه مدت ذهنت رو از اجبار خالی کن! نترس! بعدش شعرهای بهتری خواهی گفت! شعرگفتن زوری نیست! با فشار هم کار به جایی نمیرسه و فقط ذهنت خسته تر و شعرهات ضعیف تر می شه.




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : شعر، شعرگفتن، کتاب های جدید، چاپ، نشر، غزل، سپید،
لینک های مرتبط :


شنبه 20 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
سلام
"شما در این خانه زندگی می کنید؟" نقد کوچیک من بر شعری از فاضل نظریه.
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم :) 





شما در این خانه زندگی می کنید؟


نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : فاضل نظری، آب، عکس رخ مهتاب، شعر، ساختمان، گروس عبدالملکیان، رسول یونان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 دی 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
دوشنبه 18 آذر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

روایت... شاید بشه گفت اسکلت بندی یه ساختمون یا یه آدمه؛ البته برای شعر.
یا شاید همون مثال قدیمی هم خوب باشه:
روایت مثل نخ تسبیحه!

شعر بی روایت میشه چندتا آجرکه هرجوری بخوای می تونی بچینیشون... یا چندتا دونه ی تسبیح آواره... .(مثل شعرهای حافظ که جابه جایی بیت ها شعر رو خراب نمیکنه)

روایت در شکل گیری فرم کلی شعر تاثیر زیادی داره؛ درساختمان شعر. به سطرها نمیشه دست برد و مثلن بیت چهارم رو با بیت هفتم و یا خط سوم رو با خط ششم عوض کرد؛ همونطور که نمی تونیم طبقه ی چهارم یک ساختمان رو بدون نابود کردنش برداریم.

روایت برای شعر سپید واجبه ! 





نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : روایت، روایت در شعر، شعرسپید، تسبیح، اسکلت، حافظ، شعر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 آبان 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

ببخش اگر كه می پری و ساكت ایستاده ام
درخت من مزاحم كبوترش نمی شود


(محمدسعید مهدوی)




نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : محمدسعید مهدوی، سعید مهدوی، لیلا دختر چنگیز، سپید، لیلا، مهدوی، درخت،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

قرار نیست آنقدر شعر را دور سرمخاطب بپیچانیم که نفهمد چه خوانده است. خب بعضی ها این پیچاندن و پیچیدگی زبان را افتخار می دانند... من نه! به همین خاطر است که سعی می کنم ساده بنویسم تا همه فهم باشد - چه شاعری حرفه ای شعرم را بخواند چه مخاطبی عام - به همین خاطر است که عباس صفاری عزیز را خیلی دوست دارم  :



ساعاتی پس از صبحانه



در این صبح سراسر تعطیل

چه فرق می‌کند تن

به آن ساتن لغزان و خنک بسپاری
یا به تکه‌ای از آفتاب پاییزی که دارد
در به در             و پنجره به پنجره
دنبالت می‌گردد

از طرز نگاهم       باید حدس می‌زدی

که من ظاهرن فراموش‌کار و سر به هوا
خطوط کشیده‌ی اندامت را دقیق
تا مرز نامرئی‌شدن هرچه پیراهن
از بَر کرده‌ام


اگر می‌دانستی جایت
سر میز صبحانه چقدر خالی است
و قهوه      منهای شیرین‌زبانیِ تو
چقدر تلخ
من و این آفتاب بی‌پروا را
آن‌قدر چشم‌انتظار نمی‌گذاشتی



قهوه‌ات دارد سرد می‌شود
و طاقت آفتاب نشسته بر صندلی‌ات طاق
مگر چقدر طول می‌کشد
انتخاب پیراهنی که ساعتی دیگر
باید از تن درآوری...؟








نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : شعرسپید، عباس صفاری، صبحانه، تن، سادگی در زبان، ساتن، پیچیدگی زبانی،
لینک های مرتبط :


جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

 

چای داغی که دلم بود به دستت دادم

آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم

 

(علیرضا آذر) 

 

 





نوع مطلب : حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : شعر، شعرسپید، علیرضاآذر، تومور، وزن، فکرکردن، چای داغ،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 شهریور 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3