درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر








نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : علیرضا کاهد، عشق، حضرت عشق، چشم، گوی جادو، جادو، آینده،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()




نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : بابا، پدر، مرگ، آینه، سبیل، علیرضا، علیرضا کاهد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 6 بهمن 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

تا خورشید زن کاملی شود
نور
روی زمین رقصان رقصان پیش می آید

زمین بیدار می شود از گرمای این زن موطلایی

اما رقص که حرام باشد
تمام لحظه های یک سرزمین
شب می ماند...


(علیرضا کاهد)




نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : علیرضا کاهد، شعر، نور، خورشید، زمین، رقص، حرام،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 دی 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()




نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : کاهد، علیرضا، علیرضا کاهد، شعر سپید، شعر، قرص مسکن، قرص،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 دی 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


دوست دارم سرم به سنگ بخورد
اما این سنگ یک کنایه نیست!
دوست دارم سنگ را بکوبم
بشکنم
هفده سال تنهایی ام را از زیر خاک بیرون بکشم
تا خانه جک بگوییم و بخندیم و باهم حدس بزنیم
مادر چه آشی برایمان پخته است!


حق دارد مادرم!
هفده سال تنهایی اش را به شعرم کشانده ام
و خیال می کنم غمگینم!
خیال می کنم این روز را فقط من به اجزای خاک فکر می کنم
که این کاج بالای سرش
ذهن باباست
و هنوز سبز


هیس! مادرم!
از برگهای سبز درخت
نجوای "هنوز هم دوستت دارم" را می شنوی؟




پ.ن: غمگینی ام را ببخشید!





نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : علیرضا کاهد، شعر، قبر، کاج، سبز، مادر، بابا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 آبان 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

خسته ای مثل زاینده رود از بی آبی

خسته ام مثل اصفهان از خود


اگر در کویر لوت بودی
دلم برایم تنگ می شد
هرچند آنجا انتظار باران نداشتی
آنجا ترک خوردن طبیعی بود
توریست هایش با حسرت نگاهت نمی کردند و کلاغ ها قارقار ...

اما حالا که اینجایی
حق داری خسته باشی
هوس شمال بارانی و بوسه های سبز داشته باشی
هوس آرامش نمناک چشمهای شهر
و کوهی که تمام تنش سبز است


اما آنجا رود زیاد است
آنجا اصفهانی نیست که بی تو خشک باشد
با تو نصف جهان
این پلهای پوسیده 
وقتی تو نباشی
به گورستان هم ختم نمی شوند...


(علیرضا کاهد)



پ.ن:


خسته ام مثل اصفهان از خود... کاش چنگیز دیگری برسد
:(





نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : اصفهان، زاینده رود، خشکسالی، خشکی، عشق، خستگی، تشنگی،
لینک های مرتبط :


شنبه 10 آبان 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

افتاده ام در جاده ای که می دانم
آخرش مشخص نیست
لعنت به جاده که بن بست نمی شود
لعنت به من که بر نمی گردم
لعنت به واژه ها که مدام می زایند:
خستگی
خستگی
خستگی
خستگی
خستگی
...




نوع مطلب : شعرهای من، شعرسپید، 
برچسب ها : خستگی، علیرضا، کاهد، جاده، بن بست، می زایند،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 آبان 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

مردی که با روزهای خسته کننده
به شب کشیده  می شد و در جای خالی ات
سقوط می کرد
حالا پر از صبح است

تا لحظه باقی ست بمان!
کسی نمی داند غروب امروز چقدر دلگیر می شود
یا شب
چقدر طولانی...

بگذار با رد سرخی بر لبه ی فنجان
این صبح
تا قیامت کشیده شود...



(علیرضا کاهد)










نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : رژ لب، رژ، سرخ، شب، شعر سپید، علیرضا کاهد، عشق،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 شهریور 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


آسمان مثل همیشه عزاداری می کند
وقتی روز را از دست می دهد...



(علیرضا کاهد)



پ.ن : بداهه ی همینجوری ...








نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : شعرسپید، شب، آسمان، عزادار، روز، شعر، علیرضا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 شهریور 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


برادرم به باغچه میگوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علفها میخندد
و از جنازه های ماهیها
که زیر پوست بیمار آب
به ذره های فاسد تبدیل میشوند 
شماره بر میدارد
برادرم به فلسفه معتاد است 
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه میداند.
او مست میکند
و مشت میزند به در و دیوار
و سعی میکند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مأیوس است
او ناامیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار میبرد
و ناامیدیش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم میشود . 

(فروغ فرخزاد)





نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : شعر سپید، فروغ، فروغ فرخزاد، فرخ زاد، برادر، معتاد، فلسفه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 شهریور 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

 ...

‌تمام‌ الفاظ‌ جهان‌ را در اختیار داشتیم‌ و آن‌ نگفتیم 

‌که‌ به‌کار آید 

چرا که‌ تنها یک‌ سخن 

‌در میانه‌ نبود 

                                                                                                           

آزادى

 

‌ما نگفتیم 

‌تو تصویرش‌ کن.

 

 

(احمد شاملو) 





نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : شاملو، احمد شاملو، آزادی، تصویر، سخن، توتصویرش کن، ایران،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 مرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

زندگی سرخ است و روی لبهای تو

جاری...




(علیرضاکاهد)







نوع مطلب : شعرسپید، شعرهای من، 
برچسب ها : علیرضاکاهد، علیرضا، زندگی، سرخ، لب، جاری، شعرسپید،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 مرداد 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


من         پافشاری های شبحی دیوانه ام
که به خانه برگشته است
مرگی در کار نبوده است
و ما        ناگزیریم
که ناخودآگاه پروانگان را
به تخت های روانکاوی بکشیم

        حلقه های روی میز
        شمعدان ها
        شانه های سفری
        آینه ی روشویی

پس هیچ تصادفی در کار نبوده است
ما         در رویاهایمان  زیسته ایم
و آزادی         عقوبت آدمی ست
سهمگین
همچون هجوم سطلی آب
بر پلک ها و شقیقه ها
و پرسشی که تمام نمی شود

: دوباره می پرسیم
این عکس چه        روی دیوار اتاقت چه می کند؟


(رویا زرین)

پ.ن: شعر از کتاب "به خاطر دنیای جدید"، نشر هزار، 1391.








نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : رویا زرین، به خاطر دنیای جدید، نشر هزار، رویا، شعر، شعر سپید، چه گوارا،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
چون سپید می نویسیم دلیل نمی شه که غزل نخونیم! باید غزل بخونیم تا تکنیک های ریز و حرفه ای تصویرسازی در محدودیت رو خوب یاد بگیریم... به خصوص غزل بیدل :-)


بزم از دل گداخته لبریز می شود
مینا اگر کنند ز سنگ مزار ما

***

گفتم به دل زمانه چه دارد زگیرودار
خندیدو گفت آنچه نیاید به کار ما

***

ز بی دردی جهانی غافل است از عافیت بخشی
چه داند استخوان نشکسته قدر مومیایی را


(بیدل دهلوی)




نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : بیدل دهلوی، بیدل، غزل، سپید، تصویرسازی، فضاسازی، شعر،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 تیر 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()

جوانی‌ام
گوشه‌ی آغوش تو بود
لحظه‌ای صبر اگر می‌کردی
پیدایش می‌کردم

 
آغوشت را  باز کردی
برای رفتن‌ام
شاید حق با تو بود
من دیر شده بودم

 

(شهاب مقربین)





نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : شهاب مقربین، شهاب، شعرسپید، شعر، آغوش، جوانی، دیر،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4