تبلیغات
شعر سپید - شعرسپید 28 یا آنقدر ساده هم می شود ...
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر





قرار نیست آنقدر شعر را دور سرمخاطب بپیچانیم که نفهمد چه خوانده است. خب بعضی ها این پیچاندن و پیچیدگی زبان را افتخار می دانند... من نه! به همین خاطر است که سعی می کنم ساده بنویسم تا همه فهم باشد - چه شاعری حرفه ای شعرم را بخواند چه مخاطبی عام - به همین خاطر است که عباس صفاری عزیز را خیلی دوست دارم  :



ساعاتی پس از صبحانه



در این صبح سراسر تعطیل

چه فرق می‌کند تن

به آن ساتن لغزان و خنک بسپاری
یا به تکه‌ای از آفتاب پاییزی که دارد
در به در             و پنجره به پنجره
دنبالت می‌گردد

از طرز نگاهم       باید حدس می‌زدی

که من ظاهرن فراموش‌کار و سر به هوا
خطوط کشیده‌ی اندامت را دقیق
تا مرز نامرئی‌شدن هرچه پیراهن
از بَر کرده‌ام


اگر می‌دانستی جایت
سر میز صبحانه چقدر خالی است
و قهوه      منهای شیرین‌زبانیِ تو
چقدر تلخ
من و این آفتاب بی‌پروا را
آن‌قدر چشم‌انتظار نمی‌گذاشتی



قهوه‌ات دارد سرد می‌شود
و طاقت آفتاب نشسته بر صندلی‌ات طاق
مگر چقدر طول می‌کشد
انتخاب پیراهنی که ساعتی دیگر
باید از تن درآوری...؟








نوع مطلب : شعرسپید، حرف هایی درباره ی شعر سپید، 
برچسب ها : شعرسپید، عباس صفاری، صبحانه، تن، سادگی در زبان، ساتن، پیچیدگی زبانی،
لینک های مرتبط :


جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
پنجشنبه 9 آبان 1392 11:07 ق.ظ
عالی بود شعرت علیرضا احسنت
علیرضا کاهدشعر از عباس صفاریه سعید جان :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.