تبلیغات
شعر سپید - "لیلاج" یا "امروز من و بازدید از آسایشگاه سالمندان صادقیه ی اصفهان و لیلاج ..."
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر





شوخی می کند،جدی می گیری. جدی می گوید، شوخی می گیری. از شعر روی دیوار می شود فهمید که چیزی میداند. چیزی که شاید در کتابهایی که کنارش هست پنهان شده، شاید هم در ذهنش... لابه لای این چندسالی که نمی دانم چندساله ست و چندسال ست که اینجاست. "لیلاج" شاید از لیلا آمده باشد؛ از نام محبوبش.شاید این غروری که در چهره اش موج می زند؛ لابه لای سبیل کوتاه و موهای بلندش، او را از تمام سالمندان ... ببخشید! از تمام پرنده هایی که آنجا بودند؛ جدا می کرد.

از کتاب فروغ فرخ زاد کنار دستش گرفته تا لبخند پراز معنایش، از پیشنهادش به هم قطارانم تا  قناری در قفسش (من درست فرق پرنده ها را نمی دانم. شاید مرغ عشق بود!)همه و همه یک چیز  را داد می زدند: "لیلاج" پرنده ای است که می داند پرواز یعنی چه! پرنده ای که برایش میله ها معنایی ندارند. پرنده ای که  حتا در قفس پرنده است... چه قناری باشد چه مرغ عشق (آدم ها را نمی شود راحت شناخت ولی "لیلاج" مرغ عشق بود!)

 

پ.ن 1:

از اینکه سالمند بخوانندش بدش می آید. نشان به آن نشان که با دوستی از هم قطاران ما که روز سالمند را به او تبریک گفته بود؛ شوخی کرد تا بداند، تا بفهمم که نام "سالمند" برای بعضی ها شوخی  بزرگ جامعه است! شوخی بی نمکی که به جدی تبدیل می شود وقتی فرزندانشان فرق شوخی و جدی را نفهمند.

پ.ن 2:

پیشنهادش به  ما این بود که کتاب بخوانید که تمام مشکلات در کمبود مطالعه است و "دکتر عبدالحسین زرین کوب" را بهتر از ماهایی که ادعای فرهنگمان می شود می شناخت و انگار که "دوقرن سکوت" کرده باشد و بخواهد تلافی کند  "تاریخ ایران باستان" را به ما گفت و گفت که ما هم بخوانیم که  بشناسیم خودمان را.

پ. ن 3:

از این ایستگاه هم گذشتیم به این امید که قطارمان مقصد بهتری داشته باشد.

پ.ن 4:

 پرواز را به خاطر بسپار... پرنده مردنی ست (فروغ فرخ زاد)





نوع مطلب : بی ربط به شعر سپید، 
برچسب ها : علیرضاکاهد، آسایشگاه سالمندان صادقیه، لیلاج، شاعر، بازدید، شعر،
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
یکشنبه 29 دی 1392 04:50 ب.ظ
امروز باهاشون ملاقات داشتم.قطعاتی هم براشون با ساز ویلن اجرا کردم.13 ساله که خانه سالمندانه.یه خانمی با یه شاخ گل اومد داخل و گفت بفرمایید حجاقا.عیدتون مبارک.استاد هم با شنیدن حجاقا کلا عصبانی شدند و باهاشون برخورد بسیار جدی کردند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.