تبلیغات
شعر سپید - برادرم...
 
درباره وبلاگ


سلام
کمی درباره ی شعر سپید

مدیر وبلاگ : علیرضا کاهد
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شعر سپید
پیام باید با زبان شعر انتقال یابد نه از زبان شاعر






برادرم به باغچه میگوید قبرستان
برادرم به اغتشاش علفها میخندد
و از جنازه های ماهیها
که زیر پوست بیمار آب
به ذره های فاسد تبدیل میشوند 
شماره بر میدارد
برادرم به فلسفه معتاد است 
برادرم شفای باغچه را
در انهدام باغچه میداند.
او مست میکند
و مشت میزند به در و دیوار
و سعی میکند که بگوید
بسیار دردمند و خسته و مأیوس است
او ناامیدیش را هم
مثل شناسنامه و تقویم و دستمال و فندک و خودکارش
همراه خود به کوچه و بازار میبرد
و ناامیدیش
آنقدر کوچک است که هر شب
در ازدحام میکده گم میشود . 

(فروغ فرخزاد)





نوع مطلب : شعرسپید، 
برچسب ها : شعر سپید، فروغ، فروغ فرخزاد، فرخ زاد، برادر، معتاد، فلسفه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 شهریور 1393 :: نویسنده : علیرضا کاهد
نظرات ()
شنبه 15 شهریور 1393 06:48 ب.ظ
اول فکر کردم شعر از خودته، چند خط اولش رو که خوندم با خودم گفتم من که اینجوری نیستم؛ بعد دیدم آخرش اسم فروغه! خخخخخخخخخخخ
علیرضا کاهدخخخخخخ ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.